چارلی چاپلین
در این مقاله جامع، به زندگی، آثار و میراث ماندگار چارلی چاپلین، یکی از تأثیرگذارترین هنرمندان تاریخ سینما میپردازیم. از کودکی پرفرازونشیب او در لندن ویکتوریایی گرفته تا خلق شخصیت جاودان “ولگرد” و ساخت فیلمهایی که نه تنها باعث خنده، بلکه باعث تفکر عمیق مخاطبان در سراسر جهان شد.
فهرست مطالب
Toggleچارلی چاپلین: از کوچههای فقر تا اوج شهرت؛ کمدینی که قلب جهان را تسخیر کرد
مقدمه
“یک روز بدون خنده، روزی هدر رفته است.” این جمله مشهور از چارلی چاپلین، به خوبی فلسفه زندگی و هنر او را بازتاب میدهد.
سر چارلز اسپنسر چاپلین، متولد ۱۶ آوریل ۱۸۸۹ در لندن، تنها یک کمدین نبود؛ او یک پدیده بود. او نویسنده، کارگردان، آهنگساز و تهیهکنندهای نابغه بود که در دوران سینمای صامت، مرزهای این هنر نوپا را گسترش داد و آن را به سطحی جدید از بیان دراماتیک و اجتماعی رساند.
شخصیت جاودانه “ولگرد کوچولو” (The Little Tramp) با آن کلاه بولر، کت تنگ، شلوار گشاد، عصای بامبو و سبیل کوچک، نه تنها به نمادی ماندگار از سینما، که به زبانی جهانی برای بیان رنجها، امیدها و مقاومت انسان مدرن تبدیل شد .
زندگی چارلی چاپلین خود مانند یکی از فیلمهایش بود: پر از فراز و نشیب، فقر و ثروت، عشق و رسوایی، و در نهایت، پیروزی روحیه انسانی بر سختیها.
سالهای نخستین: کار اجباری در دوران کودکی (۱۸۸۹-۱۹۱۳)
چارلی چاپلین کودکیاش را در فقر و سختی شدید در محلههای فقیرنشین لندن گذراند. پدرش، چارلز چاپلین پدر، خوانندهای موفق اما الکلی بود که زود خانواده را ترک کرد و مادرش، هانا هیل، که با نام هنری لیلی هارلی روی صحنه میخواند، به دلیل مشکلات روحی و روانی و فقر شدید، توانایی نگهداری از چارلی و برادر ناتنیاش سیدنی را نداشت. چارلی کوچک بخشی از دوران کودکیش را در پرورشگاهها و مدارس شبانهروزی ویژه بیبضاعتان سپری کرد . با این حال، جرقه هنر در وجودش خاموش نبود. اولین بار در پنج سالگی، وقتی مادرش در میانه اجرا صدایش را از دست داد، چارلی روی صحنه رفت و با خواندن ترانهای، تماشاگران را مجذوب خود کرد .
از همان کودکی برای امرار معاش به مشاغل گوناگون روی آورد و همزمان، عشق به تئاتر در او ریشه دواند. او در گروه رقص “هشت پسر لنکاوی” به اجرای برنامه پرداخت و سپس در نمایشهای مختلفی مانند “شرلوک هلمز” نقشهای کوچکی ایفا کرد . در سن ۱۹ سالگی به گروه معروف فرد کارنو پیوست، جایی که هنر کمدی و میم خود را به کمال رساند. در سال ۱۹۱۲، گروه کارنو برای تور آمریکا به این کشور سفر کرد و قرار بود این سفر، سرنوشت چارلی چاپلین را برای همیشه تغییر دهد .
تولد ولگرد: از صحنه تا پرده نقرهای (۱۹۱۴-۱۹۱۸)
در سال ۱۹۱۳، مک سنت، تهیهکننده معروف فیلمهای کمدی از کمپانی کی استون، استعداد جوان را کشف کرد و با او قرارداد بست. چاپلین در نخستین فیلمش به نام “کسب و کار” (Making a Living) در سال ۱۹۱۴ ظاهر شد، اما شخصیتی که او را به اوج رساند، هنوز خلق نشده بود.
داستان از این قرار بود که سنت از او خواست تا یک شخصیت کمدی خاص برای فیلمهای بعدی پیدا کند. چاپلین در رختکن، با ترکیب لباسهایی متناقض از همکارانش، ظاهری ساخت که قرار بود دنیا را تکان دهد:
شلواری گشاد، کت و کلاهی تنگ، کفشهای بزرگ و یک سبیل کوچک که حالت چهرهاش را پنهان نکند. او عصایی را هم به دست گرفت تا به شخصیت، وقاری طنزآمیز ببخشد .
اینگونه بود که “ولگرد کوچولو” در فیلم “مسابقه اتومبیلرانی کودکان در ونیز” (Kid Auto Races at Venice) متولد شد .
شخصیت ولگرد، اگرچه ظاهری آواره داشت، اما در دل سعی میکرد نجیبزاده باشد. او بامزه، دست و پا چلفتی، اما در عین حال شریف و امیدوار بود. این تناقضها، شخصیت او را باورپذیر و دوستداشتنی میکرد . پس از موفقیت در کی استون، چاپلین به کمپانی اسنای رفت و در آنجا آزادی عمل هنری بیشتری یافت. او در فیلم “ولگرد” (The Tramp) در سال ۱۹۱۵، برای اولین بار المانهای غمانگیز (پاتوس) را با کمدی درآمیخت و به شخصیت خود عمق بیشتری بخشید .
در سال ۱۹۱۷، چارلی چاپلین با قراردادی بیسابقه به مبلغ یک میلیون دلار به کمپانی فرست نشنال پیوست و در همان سال، استودیوی شخصی خود را بنا نهاد. این استقلال مالی و هنری به او اجازه داد تا با وسواس و دقت نظر مثالزدنیاش، فیلمهایش را به کمال برساند .
اوج خلاقیت و استقلال هنری (۱۹۱۹-۱۹۴۰)
در سال ۱۹۱۹، چاپلین به همراه ستارگان بزرگ هالیوود، مری پیکفورد، داگلاس فیربنکس و دی. دبلیو. گریفیث، شرکت توزیع فیلم “یونایتد آرتیستز” را تأسیس کرد. این اقدام انقلابی به او کنترل کامل بر آثارش را داد . در این دوره بود که شاهکارهای جاودانش را یکی پس از دیگری خلق کرد:
-
پسر بچه (The Kid، ۱۹۲۱): نخستین فیلم بلند چاپلین، ترکیبی تکاندهنده از کمدی و درام. داستان ولگردی که یک بچه رها شده را بزرگ میکند، نشاندهنده نبوغ او در به تصویر کشیدن عشق و فداکاری در دل فلاکت بود .
-
طلای نومید (The Gold Rush، ۱۹۲۵): بسیاری این فیلم را بزرگترین شاهکار چاپلین میدانند. صحنه معروف پختن و خوردن کفش توسط ولگرد گرسنه در کلبهای برفی، یا رقص نانها با چنگال، از ماندگارترین صحنههای تاریخ سینما هستند .
-
سیرک (The Circus، ۱۹۲۸): این فیلم که با وجود حاشیههای بسیار ساخته شد، نخستین جایزه اسکار را برای چاپلین (بهطور ویژه) به ارمغان آورد .
با ظهور فیلمهای ناطق (talkies) در اواخر دهه ۱۹۲۰، بسیاری از ستارگان سینمای صامت به حاشیه رانده شدند. اما چاپلین که به زبان جهانی میم و تصویر اعتقاد داشت، بر خلاف جریان آب شنا کرد. او در سال ۱۹۳۱ فیلم “روشناییهای شهر” (City Lights) را ساخت که کاملاً صامت بود، اما خودش موسیقی متن فوقالعادهای برای آن ساخت. داستان عشق ولگرد به یک دختر گلفروش نابینا، چنان تأثیرگذار بود که تماشاگران در سراسر جهان به وجد آمدند و فیلم به یکی از پرفروشترین آثار تاریخ آن زمان تبدیل شد .
پنج سال بعد، در سال ۱۹۳۶، آخرین حضور ولگرد کوچولو روی پرده رقم خورد. فیلم “عصر جدید” (Modern Times)، یک اثر سینمایی نیمهصامت بود که در آن، چاپلین با نبوغ تمام، به نقد مدرنیزاسیون، صنعتی شدن و ماشینیزم پرداخت. صحنهای که کاراکتر او در میان چرخدندههای عظیم یک کارخانه گیر میافتد، به نمادی از بیگانگی انسان عصر جدید تبدیل شد . در این فیلم، برای اولین بار صدای چاپلین شنیده میشود، آن هم در قالب ترانهای بیمعنی .
فعالیت سیاسی و سالهای تبعید (۱۹۴۰-۱۹۵۲)
در سال ۱۹۴۰، چاپلین نخستین فیلم کاملاً ناطق خود، “دیکتاتور بزرگ” (The Great Dictator) را ساخت. این فیلم یک جسارت تمام عیار بود. چاپلین در آن، در دو نقش ظاهر شد: یک سلمانی یهودی و آدنوید هاینکل، دیکتاتور تومانیا که به وضوح تقلیدی از آدولف هیتلر بود . چاپلین در این فیلم، با استفاده از شباهت ظاهری خود به هیتلر، به نازیسم و فاشیسم تاخت و در پایان، با سخنرانی پرشور خود به نمایندگی از سلمانی یهودی، مستقیماً با مخاطبانش درباره صلح و انسانیت صحبت کرد. این فیلم یک بیانیه سیاسی قدرتمند بود و بعدها چاپلین اعتراف کرد که اگر از وحشت هولوکاست آگاه بود، هرگز نمیتوانست آن را به عنوان یک کمدی بسازد .
این فیلم، آغاز مشکلات سیاسی او در آمریکا بود. چاپلین به دلیل گرایشهای چپگرایانه و انساندوستانهاش، در دوران مککارتیسم به همدردی با کمونیسم متهم شد. افبیآی پروندهای برایش گشود و فشارها بر او افزایش یافت . فیلمهای بعدی او مانند “موسیو وردو” (Monsieur Verdoux، ۱۹۴۷)، کمدی سیاهی درباره قاتل زنان، نیز با استقبال سردی مواجه و هدف انتقادات سیاسی قرار گرفت .
در سال ۱۹۵۲، زمانی که چاپلین با کشتی برای سفر به اروپا عازم بود، دادستان کل آمریکا اعلام کرد که ورود مجدد او به کشور ممنوع است. چاپلین خشمگین و سرخورده، تصمیم گرفت به آمریکا بازنگردد و در سوئیس اقامت گزید . او تا پایان عمر در ویلایی در ووه واقع در سوئیس زندگی کرد . در این دوره، فیلمهای “یک پادشاه در نیویورک” (A King in New York، ۱۹۵۷) را ساخت که در آن به طعنه به مککارتیسم پرداخت.
بازگشت به افتخار و میراث جاویدان (۱۹۵۲-۱۹۷۷)
با گذشت زمان، طوفانهای سیاسی فروکش کرد و نسل جدید، چارلی چاپلین را نه به عنوان یک چهره جنجالی، که به عنوان نابغهای بزرگ سینما شناخت. در سال ۱۹۷۲، آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک، از او برای دریافت جایزه اسکار افتخاری به دلیل “تأثیر بینظیرش در تبدیل فیلم به هنر قرن بیستم” دعوت کرد. هنگامی که چاپلین ۸۲ ساله روی صحنه حاضر شد، حضار با ایستاده و تشویقی ۱۲ دقیقهای از او استقبال کردند که طولانیترین تشویق ایستاده در تاریخ اسکار بود . سه سال بعد، در سال ۱۹۷۵، ملکه الیزابت دوم او را به دریافت نشان شوالیه مفتخر ساخت .
سرانجام، سر چارلی چاپلین در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷، در سن ۸۸ سالگی در خانه خود در سوئیس درگذشت
چارلی چاپلین: نابغه بیبدیل سینما و طنزپرداز تاریخ
فصل اول: کودکی در تب و تاب فقر (۱۸۸۹-۱۹۰۳)
1-1. تولد در فقر لندن ویکتوریایی
در شبی سرد از آوریل سال ۱۸۸۹، در منطقهای فقیرنشین در لندن، کودکی پا به عرصه وجود گذاشت که قرار بود روزی بزرگترین کمدین تاریخ سینما شود. چارلی چاپلین در خیابان ایست لین، والورث به دنیا آمد. دوران ویکتوریایی انگلستان، با فاصله طبقاتی عمیق و فقر گستردهاش، گهواره این کودک بود. پدرش، چارلز چاپلین پدر، خوانندهای توانا در سالنهای موسیقی بود، اما الکل دشمن اصلی او شد و او را از خانواده دور کرد. مادرش، هانا هیل، با نام هنری لیلی هارلی روی صحنه میخواند و چارلی کوچک، نخستین درسهای هنر را از او آموخت.
1-2. جدایی از مادر و پرورشگاههای تلخ
زندگی برای چارلی کوچک هرگز آسان نبود. مادرش به دلیل مشکلات روحی و روانی و فشار فقر، توانایی نگهداری از فرزندانش را از دست داد. چارلی و برادر ناتنیاش سیدنی، سالهایی تلخ را در پرورشگاهها و مدارس شبانهروزی ویژه کودکان بیبضاعت سپری کردند. این دوران سخت، تأثیری عمیق بر روحیه و جهانبینی چاپلین گذاشت و بعدها در فیلمهایش، به ویژه “پسر بچه”، بازتاب یافت. با این حال، همین تجربیات تلخ بود که به او درک عمیقی از رنج انسانها و حس همدردی با طبقات فرودست جامعه بخشید.
1-3. اولین جرقههای هنر روی صحنه
نخستین حضور چارلی روی صحنه در پنج سالگی اتفاق افتاد. زمانی که مادرش در میانه اجرا صدایش را از دست داد، او را روی صحنه فرستادند تا برای تماشاگران بخواند. او با اعتماد به نفس کودکانهاش، چنان درخشید که سکههایی از سوی تماشاگران به سمتش پرتاب شد. این واقعه کوچک، نشانهای از آینده درخشانش بود. از همان کودکی برای کمک به مخارج خانواده، به مشاغل گوناگون روی آورد و همزمان، در گروههای نمایشی کوچک و بعدها در تئاترهای معروف لندن به ایفای نقش پرداخت. عضویت در گروه “هشت پسر لنکاوی” و سپس گروه معروف “فرد کارنو” مسیر حرفهای او را هموار کرد.
فصل دوم: مهاجرت به آمریکا و تولد یک اسطوره (۱۹۰۳-۱۹۱۴)
2-1. سفر به سرزمین فرصتها
در سال ۱۹۱۲، گروه تئاتر فرد کارنو برای اجرای تور به آمریکا سفر کرد. چارلی چاپلین جوان که حالا یک کمدین ماهر و میمبازی چیرهدست شده بود، در این سفر همراه گروه بود. آمریکا در آن سالها سرزمین فرصتهای بیپایان به نظر میرسید و سینمای هالیوود در حال رشد و شکوفایی بود. چاپلین نمیدانست که این سفر، نقطه عطفی در زندگی او خواهد بود و دیگر هرگز به وطنش بازنخواهد گشت.
2-2. کشف توسط مک سنت
مک سنت، مدیر کمپانی “کی استون” و از پیشگامان کمدی سینمایی، استعداد درخشان چارلی چاپلین را روی صحنه تئاتر کشف کرد. او بلافاصله با چاپلین قراردادی ۱۵۰ دلاری در هفته امضا کرد. چاپلین در نوامبر ۱۹۱۳ به هالیوود رفت و کار در سینما را آغاز کرد. نخستین فیلم او “کسب و کار” (Making a Living) در سال ۱۹۱۴ اکران شد، اما هنوز خبری از شخصیت معروفش نبود.
2-3. خلق ولگرد کوچولو در رختکن کی استون
داستان تولد “ولگرد کوچولو” افسانهای است. مک سنت از چاپلین خواست تا شخصیتی کمدی برای فیلمهای بعدی خلق کند. چاپلین در رختکن کی استون، با نگاهی به لباسهای همکارانش، ترکیبی متناقض و هوشمندانه ساخت: شلواری گشاد از فت آرباکل، کتی تنگ از چستر کانکلین، کلاهی کوچک از پدرزن مک سنت، کفشهای بزرگ و یک سبیل مصنوعی که حالات چهره را پنهان نکند. او عصایی را هم به دست گرفت تا به این موجود عجیب، وقاری طنازانه ببخشد. اینگونه بود که “ولگرد” (The Tramp) در فیلم “مسابقه اتومبیلرانی کودکان در ونیز” (Kid Auto Races at Venice) متولد شد.
2-4. ویژگیهای شخصیت جاودان
ولگرد کوچولو، شخصیتی چندلایه و پیچیده بود. او از یک سو آوارهای فقیر و گرسنه به نظر میرسید، اما از سوی دیگر حرکاتش نجیبانه و بزرگمنشانه بود. این تضاد جذاب، تماشاگران را شیفته خود کرد. ولگرد همیشه سعی میکرد نجیبزاده باشد، اما شرایط اجتماعی و فقر مدام او را به زمین میزد. او نماد انسانهای معمولی در برابر سختیهای زندگی بود. این شخصیت خیلی زود به محبوبیتی جهانی دست یافت و به نمادی از سینمای صامت تبدیل شد.
فصل سوم: سالهای اوج و استقلال هنری (۱۹۱۴-۱۹۲۹)
3-1. از کی استون تا اسنای و میوچوال
پس از موفقیت در کی استون، چارلی چاپلین به کمپانی “اسنای” پیوست و در آنجا آزادی عمل بیشتری یافت. در فیلم “ولگرد” (The Tramp) محصول ۱۹۱۵، او برای نخستین بار المانهای تراژیک را با کمدی درآمیخت و به شخصیت خود عمق بخشید. سپس به کمپانی “میوچوال” رفت و در طول ۱۲ ماه، ۱۲ فیلم کمدی کوتاه ساخت که بسیاری از آنها مانند “سرایدار” (The Cure) و “مهاجر” (The Immigrant) از شاهکارهای کمدی صامت محسوب میشوند.
3-2. قرارداد میلیونی و ساخت استودیوی شخصی
در سال ۱۹۱۷، چارلی چاپلین با کمپانی “فرست نشنال” قراردادی بیسابقه به ارزش یک میلیون دلار امضا کرد. این قرارداد او را به گرانقیمتترین هنرمند دوران تبدیل کرد. او با این پول، استودیوی شخصی خود را در هالیوود بنا نهاد. استقلال مالی به چاپلین اجازه داد تا با وسواس و دقت نظر مثالزدنیاش، فیلمهایش را به کمال برساند و زمان ساخت را فدای کمیت نکند.
3-3. تأسیس یونایتد آرتیستز
در سال ۱۹۱۹، چارلی چاپلین به همراه سه غول دیگر هالیوود یعنی مری پیکفورد، داگلاس فیربنکس و دی. دبلیو. گریفیث، شرکت توزیع فیلم “یونایتد آرتیستز” را تأسیس کرد. این اقدام انقلابی به هنرمندان مستقل اجازه میداد تا فیلمهای خود را بدون دخالت استودیوهای بزرگ توزیع کنند. چاپلین حالا نه تنها نویسنده، کارگردان و بازیگر، که تهیهکننده و توزیعکننده آثار خود نیز بود.
3-4. نخستین شاهکارها
-
پسر بچه (The Kid، ۱۹۲۱): نخستین فیلم بلند چاپلین، داستان ولگردی که یک کودک رها شده را بزرگ میکند. این فیلم ترکیبی تکاندهنده از کمدی و درام بود و جایگاه چاپلین را به عنوان فیلمسازی جدی تثبیت کرد. بازی جکی کوگان کوچک در نقش پسر، یکی از بهترین بازیهای کودک در تاریخ سینماست.
-
طلای نومید (The Gold Rush، ۱۹۲۵): بسیاری از منتقدان این فیلم را بزرگترین شاهکار چاپلین میدانند. داستان جویندگان طلا در آلاسکا، با صحنههایی ماندگار مانند پختن و خوردن کفش در کلبه برفی و رقص نانها با چنگال، ترکیبی از طنز و تراژدی را به نمایش میگذارد.
-
سیرک (The Circus، ۱۹۲۸): این فیلم در دورهای پر از حاشیه و مشکلات شخصی ساخته شد، اما چاپلین موفق شد اثری تحسینشده خلق کند. او برای این فیلم، نخستین جایزه اسکار خود را (بهطور ویژه) دریافت کرد.
فصل چهارم: چالش صدا و دو شاهکار پایانی ولگرد (۱۹۲۹-۱۹۴۰)
4-1. انقلاب ناطق و مقاومت چاپلین
با ظهور فیلمهای ناطق در اواخر دهه ۱۹۲۰، بسیاری از ستارگان سینمای صامت به حاشیه رانده شدند. اما چارلی چاپلین که به زبان جهانی میم و تصویر اعتقاد راسخ داشت، برخلاف جریان آب شنا کرد. او معتقد بود شخصیت ولگرد با دیالوگ گفتن از جذابیتش کاسته میشود.
4-2. روشناییهای شهر (City Lights، ۱۹۳۱)
چاپلین در این فیلم، جسورانه ترین تصمیم دوران حرفهای خود را گرفت. او فیلم “روشناییهای شهر” را کاملاً صامت ساخت، در حالی که سینمای ناطق چند سالی بود که به استاندارد تبدیل شده بود. او اما برای فیلم، موسیقی متن فوقالعادهای ساخت که خود آهنگسازی آن را بر عهده داشت. داستان عشق ولگرد به یک دختر گلفروش نابینا، چنان تأثیرگذار بود که تماشاگران در سراسر جهان به وجد آمدند. صحنه پایانی فیلم که دختر بینایی خود را بازیافته و ولگرد را میشناسد، از احساسیترین صحنههای تاریخ سینماست. فیلم با استقبال بینظیری روبهرو شد و به یکی از پرفروشترین آثار آن دوران تبدیل گشت.
4-3. عصر جدید (Modern Times، ۱۹۳۶)
پنج سال بعد، آخرین حضور ولگرد کوچولو روی پرده رقم خورد. “عصر جدید” یک اثر نیمهصامت بود که در آن، چاپلین با نبوغ تمام به نقد مدرنیزاسیون، صنعتی شدن و ماشینیزم پرداخت. صحنه مشهور فیلم که کاراکتر او در میان چرخدندههای عظیم یک کارخانه گیر میافتد، به نمادی از بیگانگی انسان در عصر صنعتی تبدیل شد. در این فیلم، برای نخستین بار صدای چاپلین شنیده میشود، آن هم در قالب ترانهای بیمعنی. این فیلم وداعی باشکوه با شخصیتی بود که دو دهه جهان را خندانده و به تفکر واداشته بود.
چارلی پاچلین کیه ؟
بیوگرافی چارلی پاچلین
زنگی چارلی پاچلینشاهکاز چارلی پاچلینچارلی پاچلین اهل کجاستفصل 1 چارلی پاچلینفصل 2 چارلی پاچلینفصل 3 چارلی پاچلینفصل……….. چارلی پاچلین
فصل پنجم: دیکتاتور بزرگ و ورود به عرصه سیاست (۱۹۴۰-۱۹۵۲)
5-1. جسارتی تاریخی در دیکتاتور بزرگ
در سال ۱۹۴۰، چارلی چاپلین نخستین فیلم کاملاً ناطق خود یعنی “دیکتاتور بزرگ” را ساخت. این فیلم یک ریسک بزرگ و جسارتی تمام عیار بود. جهان هنوز درگیر جنگ جهانی دوم بود و آمریکا هنوز وارد جنگ نشده بود. چاپلین در این فیلم در دو نقش ظاهر شد: یک سلمانی یهودی و آدنوید هاینکل، دیکتاتور کشور خیالی تومانیا که تقلید آشکاری از آدولف هیتلر بود.
5-2. شباهت با هیتلر و طنز سیاسی
چاپلین و هیتلر هر دو در آوریل ۱۸۸۹ به دنیا آمده بودند و سبیلهای مشابهی داشتند. این شباهت برای چاپلین فرصتی طلایی خلق کرد تا با زبانی طنزآمیز به نقد نازیسم بپردازد. او در صحنهای به یادماندنی، با کره زمین رقصید و در پایان فیلم، با سخنرانی پرشور خود از زبان سلمانی یهودی، مستقیماً با مخاطبان درباره صلح، دموکراسی و انسانیت صحبت کرد.
5-3. آغاز مشکلات سیاسی در آمریکا
“دیکتاتور بزرگ” گرچه با استقبال تماشاگران روبهرو شد، اما دشمنان سیاسی زیادی برای چاپلین ساخت. او به چپگرایی و همدردی با کمونیسم متهم شد. افبیآی به دستور هوور، پرونده مفصلی برای چاپلین گشود و او را زیر نظر گرفت.
5-4. موسیو وردو و تشدید فشارها
فیلم “موسیو وردو” (Monsieur Verdoux) در سال ۱۹۴۷، یک کمدی سیاه درباره مردی بود که برای تأمین مخارج خانوادهاش دست به قتل زنان ثروتمند میزد. این فیلم با استقبال سرد منتقدان روبهرو شد و فشارهای سیاسی بر چاپلین را تشدید کرد. تظاهرات علیه او در خیابانها برگزار میشد و برخی سینماها از نمایش فیلمهایش خودداری میکردند.
فصل ششم: تبعید از آمریکا و سالهای سوئیس (۱۹۵۲-۱۹۷۷)
6-1. سفر بهروپا و ممنوعیت ورود
در سپتامبر ۱۹۵۲، چارلی ا چاپلین به همراه خانوادهاش با کشتی عازم اروپا شد تا در نمایش نخست فیلم “شبهای روشن” (Limelight) در لندن شرکت کند. دو روز پس از حرکت کشتی، دادستان کل آمریکا اعلام کرد که ورود مجدد چاپلین به کشور ممنوع است و او برای بازگشت باید در کمیسیون مهاجرت درباره اتهامات سیاسی خود توضیح دهد. چاپلین خشمگین و سرخورده، تصمیم گرفت هرگز به آمریکا بازنگردد.
6-2. زندگی در ووه، سوئیس
چاپلین به همراه همسرش اونا اونیل (دختر نویسنده بزرگ یوجین اونیل) و فرزندانش در ویلایی در ووه، در کنار دریاچه ژنو ساکن شد. او ۲۵ سال پایانی عمرش را در این مکان آرام سپری کرد. اونا که ۳۶ سال از چاپلین کوچکتر بود، تا پایان عمر همراه وفادار او ماند و آرامش را به زندگیاش بازگرداند.
6-3. یک پادشاه در نیویورک
در سال ۱۹۵۷، چاپلین فیلم “یک پادشاه در نیویورک” (A King in New York) را در لندن ساخت. این فیلم کمدی-درامی بود که در آن به طنز به مککارتیسم و فضای سیاسی آمریکا میتاخت. فیلم در آمریکا اکران نشد و سالها بعد توانست مخاطبان خود را پیدا کند.
فصل هفتم: بازگشت شکوهمند و میراث جاودان (۱۹۷۲-۱۹۷۷)
7-1. اسکار افتخاری و تشویق ۱۲ دقیقهای
با گذشت زمان، طوفانهای سیاسی فروکش کرد و نسل جدید، چارلی چاپلین را به عنوان نابغهای بزرگ سینما شناخت. در سال ۱۹۷۲، آکادمی علوم و هنرهای تصاویر متحرک از او برای دریافت جایزه اسکار افتخاری دعوت کرد. چاپلین ۸۲ ساله پس از ۲۰ سال به آمریکا بازگشت. هنگامی که روی صحنه حاضر شد، حضار با ایستاده و تشویقی ۱۲ دقیقهای از او استقبال کردند که طولانیترین تشویق ایستاده در تاریخ اسکار است. اشک در چشمان پیرمرد حلقه زده بود.
7-2. نشان شوالیه از ملکه الیزابت
سه سال بعد، در سال ۱۹۷۵، ملکه الیزابت دوم او را به دریافت نشان شوالیه مفتخر ساخت. بدین ترتیب، پسر فقیر لندن، حالا “سر چارلی چاپلین” نامیده میشد. این بالاترین افتخاری بود که وطنش میتوانست به او اعطا کند.
7-3. درگذشت در شب کریسمس
سرانجام، سر چارلی چاپلین در ۲۵ دسامبر ۱۹۷۷، در شب کریسمس، در سن ۸۸ سالگی در خانه خود در سوئیس درگذشت. جهان یکی از بزرگترین هنرمندان تاریخ را از دست داد. چند ماه بعد، جسد او برای مدت کوتاهی دزدیده شد و پس از بازپسگیری، در مکانی امنتر به خاک سپرده شد.
فصل هشتم: چاپلین از نگاه دیگران و زندگی شخصی
8-1. از نگاه منتقدان و فیلمسازان
-
فدریکو فلینی: “چاپلین یک موجود آسمانی بود. او برای همه ما پدری معنوی است.”
-
وودی آلن: “او نه فقط یک کمدین، که یک نابغه بزرگ بود. فیلمهایش تا ابد زندهاند.”
-
آندره بازان: “چاپلین سینما را به سطح هنر رساند. او شاعر تصاویر بود.”
8-2. زندگی عاطفی پرفرازونشیب
چاپلین زندگی عاطفی پیچیدهای داشت. او چهار بار ازدواج کرد و صاحب ۱۱ فرزند شد. نخستین ازدواجش با میلدرد هریس در ۱۹۱۸، سپس با لیتا گری در ۱۹۲۴، و پائولت گودارد در ۱۹۳۶، هر سه به طلاق انجامید. سرانجام در سال ۱۹۴۳ با اونا اونیل ازدواج کرد که این رابطه تا پایان عمر ادامه یافت و حاصل آن ۸ فرزند بود.
8-3. رابطه با زنان در فیلمها
زنان در فیلمهای چاپلین همواره نقشی محوری داشتند. او در آثارش عشق را به زیباترین شکل ممکن به تصویر کشید. از دختر نابینا در “روشناییهای شهر” تا دختر یتیم در “عصر جدید”، زنان در دنیای چاپلین نماد پاکی، امید و رستگاری بودند.
فصل نهم: سبک سینمایی و نوآوریها
9-1. هنر میم و زبان بدن
چاپلین استاد بیچونوچرای زبان بدن بود. او میتوانست با یک نگاه، با یک حرکت کوچک دست یا ابرو، عمیقترین احساسات را منتقل کند. آموزشهایش در گروه فرد کارنو و سالها تمرین روی صحنه، او را به کمال در این هنر رسانده بود.
9-2. آمیزه کمدی و تراژدی
بزرگترین نوآوری چاپلین در سینما، درآمیختن کمدی با تراژدی بود. او نشان داد که میتوان در دل یک صحنه کمدی، مخاطب را به گریه انداخت و در دل یک صحنه غمگین، او را خنداند. این ویژگی در فیلمهایی مانند “پسر بچه” و “روشناییهای شهر” به اوج خود رسید.
9-3. موسیقی فیلم
چاپلین آهنگسازی خودآموخته بود، اما موسیقیهایش برای فیلمهایش شاهکار بودند. او برای تمام فیلمهایش از “روشناییهای شهر” به بعد، موسیقی ساخت. ملودی معروف فیلم “روشناییهای شهر” و ترانه “لبخند” (که بعدها با شعر جدیدی توسط دیگران خوانده شد) از ساختههای اوست.
9-4. نقد اجتماعی
چاپلین هرگز از نقد اجتماعی غافل نبود. او در “عصر جدید” به نقد سرمایهداری و صنعتیزدگی پرداخت، در “دیکتاتور بزرگ” فاشیسم را به سخره گرفت و در “موسیو وردو” به نقد جنگ و سرمایهداری نشست. فیلمهای او آیینه تمامنمای جامعهای بودند که در آن زندگی میکرد.
فصل دهم: میراث و تأثیرات ماندگار
10-1. تأثیر بر سینما و کمدی
نفوذ چاپلین بر سینما و کمدی جهان غیرقابل انکار است. از کمدینهای صامت بعد از او مانند باستر کیتون و هارولد لوید گرفته تا کمدینهای مدرن همچون روآن اتکینسون (آقای بین) و جیم کری، همه وامدار نبوغ چاپلین هستند.
10-2. شخصیت ولگرد در فرهنگ عامه
شخصیت ولگرد کوچولو با کلاه بولر و عصایش، به یکی از نمادهای فرهنگ عامه تبدیل شده است. این شخصیت در انیمیشنها، کاریکاتورها، تبلیغات و حتی نمادهای تجاری ظاهر شده و هنوز هم پس از یک قرن، زنده و پویاست.
10-3. پیامهای جهانی فیلمهایش
فیلمهای چاپلین به دلیل پیامهای جهانیشان درباره صلح، عشق، عدالت و انسانیت، هنوز هم تماشاگران را در سراسر جهان تحت تأثیر قرار میدهند. سخنرانی پایانی “دیکتاتور بزرگ” بارها در رویدادهای مختلف بازخوانی شده و هنوز هم الهامبخش مبارزان راه آزادی است.
10-4. جایزهها و افتخارات
علاوه بر اسکار افتخاری ۱۹۷۲ و نشان شوالیه ۱۹۷۵، چاپلین جوایز متعدد دیگری نیز دریافت کرد. او سه بار نامزد اسکار بهترین فیلم، بهترین بازیگر و بهترین کارگردان شد و در سال ۱۹۲۹ برای “سیرک” جایزه ویژه اسکار را دریافت کرده بود.
فصل یازدهم: جمعبندی و نتیجهگیری
11-1. چرا چاپلین هنوز زنده است؟
چارلی چاپلین پس از گذشت نزدیک به نیم قرن از مرگش، هنوز هم زندهترین چهره سینمای صامت است. فیلمهایش هنوز هم تماشا میشوند، شخصیتش هنوز هم دوستداشتنی است و پیامهایش هنوز هم تازه و بهروز به نظر میرسند. دلیل این ماندگاری، عمق انسانی آثار اوست. او درباره چیزهایی حرف زد که همیشه برای انسان مهم خواهند بود: عشق، گرسنگی، فقر، آرزو، ظلم و امید.
11-2. پسر فقیر لندنی که جهان را تسخیر کرد
داستان زندگی چارلی چاپلین خود یکی از الهامبخشترین داستانهای قرن بیستم است. پسری که کودکیاش را در فقر و پرورشگاه گذراند، با استعداد، پشتکار و باور به خود، به یکی از ثروتمندترین و مشهورترین افراد جهان تبدیل شد. اما او هرگز رنجهای دوران کودکی را فراموش نکرد و همدردی با ضعیفان و مستضعفان، ویژگی برجسته تمام آثارش بود.
11-3. سخن آخر
چارلی چاپلین یک کمدین نبود؛ او یک فیلسوف بود با لباس مبدل یک ولگرد. او با خندههایش، اشکهایمان را جاری کرد و با اشکهایش، به ما خندیدن آموخت. او به ما نشان داد که در سیاهترین روزها هم میتوان به فردایی روشن امید داشت و با لبخند، بر سختیها غلبه کرد.
“یک روز بدون خنده، روزی هدر رفته است.” این جمله چاپلین، بهترین توصیف برای زندگی و هنر خود اوست. او هزاران روز بدون خنده را در کودکی تجربه کرد تا میلیونها نفر در سراسر جهان و در طول تاریخ، روزهایشان پر از خنده و تفکر باشد.
پیوست: فیلمشناسی منتخب چارلی چاپلین
| سال | عنوان فارسی | عنوان اصلی | توضیحات |
|---|---|---|---|
| ۱۹۱۴ | مسابقه اتومبیلرانی کودکان | Kid Auto Races | نخستین حضور ولگرد |
| ۱۹۱۵ | ولگرد | The Tramp | آغاز عمقبخشی به شخصیت |
| ۱۹۱۷ | مهاجر | The Immigrant | از شاهکارهای دوره میوچوال |
| ۱۹۲۱ | پسر بچه | The Kid | نخستین فیلم بلند |
| ۱۹۲۳ | زن پاریسی | A Woman of Paris | درام بدون حضور چاپلین |
| ۱۹۲۵ | طلای نومید | The Gold Rush | شاهکار مسلم |
| ۱۹۲۸ | سیرک | The Circus | برنده اسکار ویژه |
| ۱۹۳۱ | روشناییهای شهر | City Lights | احساسیترین اثر |
| ۱۹۳۶ | عصر جدید | Modern Times | آخرین حضور ولگرد |
| ۱۹۴۰ | دیکتاتور بزرگ | The Great Dictator | نخستین فیلم کاملاً ناطق |
| ۱۹۴۷ | موسیو وردو | Monsieur Verdoux | کمدی سیاه |
| ۱۹۵۲ | شبهای روشن | Limelight | داستان زندگی یک کمدین |
| ۱۹۵۷ | یک پادشاه در نیویورک | A King in New York | نقد مککارتیسم |
| ۱۹۶۷ | کنتسی از هنگ کنگ | A Countess from Hong Kong | آخرین فیلم (رنگی) |
اگر شما هم هنرمند هستید، جای شما در خانه هنر ایرانیان خالیست.
با عضویت در سامانه خانه هنر ایرانیان، از خدمات تخصصی، حمایتهای صنفی، اطلاعرسانی رویدادها، تسهیلات ویژه هنرمندان و همراهی یک مجموعه حرفهای بهرهمند شوید.
برای ثبتنام و دریافت عضویت رسمی، همین حالا به سامانه عضویت خانه هنر ایرانیان مراجعه کنید و به خانواده بزرگ هنر


